تبليغاتX
" زمین در خطر است"
" زمین در خطر است"
به شیطان هم اجازه داده اند! در چهارچوب قانون شیطنت کند
نمكدوست...
 

ديروز كه نمايشگاه بودم،اتفاق جالبي افتاد.ساعت حدود ۴ بود كه بعد از خريد كتاب آمده بودم تا آخرين لحظات را در نمايشگاه مطبوعات بمانم،روبروي غرفه شرق بودم و داشتم صحبتهاي عماد الدين باقي را گوش مي دادم و زير چشمي غرفه اعتماد را مي پاييدم ،كه صدايي توجه مرا به سوي خودش جلب كرد،پيرمردي با ظاهري كاملا معمولي نشريه اي دو برگ و سياه و سفيد در دست داشت و به هر غرفه اي كه مي رسيد اين جمله را فرياد ميزد: ما عملكرد مديران نالايق را فاش مي كنيم! كنجكاو شدم تا ببينم چه كسي اين مسئوليت خطير را به عهده دارد !كه ناگهان نام (والفجر) به چشمم خورد و با سرعت به سويش رفتم اصلا فكرش را هم نميكردم كه نشريه اي كه در دانشكده مان پخش شده بود و خودش را بدهكاران انقلاب معرفي ميكرد و  و در يكي از شماره هاي خود شخصيت دكتر نمكدوست را زير سوال برده بود ،را دوباره ببينم!در همين فكر بودم كه به ذهنم رسيد از او سوالاتي  بپرسم،خودش را ابوحنيف معرفي كرد و وقتي كه شماره اي از او خواستم كمي مكث كرد و بعد شماره اي را تند و تند گفت.مي گفت در وزارت علوم مسئول بخش نفهميدم چي بود!و حاضر بود حتي در يكي از همين روزها به دانشكده بيايد و هر سوالي كه داشتيم جواب دهد!!! خيلي عجله داشت ،شايد هم ما ،شايد هم نبايد خيلي چيزها را در اين جا نوشت... اما بعد از آن هر غرفه اي كه مي رفتيم و درباره او مي پرسيديم كسي نمي شناختش،شايد فقط آمده بود يادمان بياندازد دكتر نمكدوست نبايد فراموش شود...

 حالا اما نميدانم منظورش از مديران نالايق كه بود؟يا شايد هم به درستي نفهميدم چرا تا ما را ديد با خوشحالي فرياد زد :نمكدوست را من اخراج كردم! يا شاد هم من كلا منظور اين آقا را نمي فهمم....

2 نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 10:27  توسط مهراوه |